رویاباز من ماندم و خلوتی سردخاطراتی ز بگذشته ای دوریاد عشقی که با حسرت و دردرفت و خاموش شد در دل گور روی ویرانه های امیدمدست افسونگری شمعی افروختمرده ئی چشم پرآتشش رااز دل گور بر چشم من دوخت ناله کردم که ای وای، این اوستدر دلم از نگاهش، هراسیخنده ای بر لبانش گذر کردکای هوسران، مرا می شناسی قلبم از فرط اندوه لرزیدوای بر من، که دیوانه بودموای بر من، که من کشتم او راوه که با او چه بیگانه بودم او به من دل سپرد و بجز رنجکی شد از عشق من حاصل اوبا غرو

ادامه مطلب  

امام حسین چراغ هدایت  

امام حسین چراغ هدایت
عن النبی (ص) : این الحسین مصابح الهدی  سفینه النجاه
همان حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است این روایت ظاهری روشن و رسا دارد اما برای اینکه بتوان از این کلام و حدیث زیبا و رسا استفاده بیشتری کرد عرض می کنم که : همانگونه که اگر یک اتومبیل از هر لحاظ سالم باشد اما در یک شب تاریک و ظلمانی بدون  بدون چراغ و روشنایی باشد راه به جایی نمی برد و نه تنها راه را پیدا نمی کند بلکه ممکن است از راه اصلی دور شده و هر چه حرکت می کند بجای اینکه ب

ادامه مطلب  

خدارو شكر بازم  

خووووب اینم از اخر پاییز و شمردن جوجه ها و شب چله و بقیه مخلفاتش 
ما هم بعد از دوروز درگیری (يعني باركشی ) تونستیم خونه رو جابجا كنیم . میگن كه خونه خودتون اما راست و دروغش و  خدا میدون 
الانم ولو شدم رو كاماپه و تمام امپرام روی كمترین و پایینترین درجه قرار گرفته ، چراغ بنزینم چندساعتی هست روشن شده و دارم میمیرم از خستگی 
خیلی جو امروز سنگین بود ،دوست نداشتم ،یه عكس قشنگ هم گرفتم كه الان حسش نیست بزارم اینجا. خخخخ
یكی از دوستان این دوروز خیلی ب

ادامه مطلب  

هر جا چراغی روشنه ، از ترس تنها بودنه ،  

مثل چراغی که از ترس خاموش شدن در یک شب سرد ، به دست باد های هوسرانی که هر لحظه چنگشان در گیسوی یک درخت است ، به خود می لرزد ، اما هم چنان به خاطر عابرانی که شاید بگذرند روشن است ؛ تو نیز همچون چراغ های امید روشن بمان برای کسانی که شاید چراغ راهشان تو خواهی بود ؛ حتی اگر جز آنها تمام سایرین تندباد حوادث باشند ...
بمان ! چرا که یگانه معنای شجاعت ، رویایرویی با هر آن چیزیست که از آن بیمناکی ... 
 
+ ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه ...

ادامه مطلب  

با چراغ خاموش بخوابید  

پزشکان در یک مطالعه جدید دریافتند خوابیدن با چراغ روشن، شاخص توده بدنی و اندازه دور کمر را در زنان افزایش می‌دهد. برای افرادی که از خوابیدن در تاریکی وحشت دارند روشن گذاشتن چراغ خواب، بهترین راه برای خوابیدن است، اما این موضوع می تواند موجب افزایش وزن و چاقی شود.
با چراغ خاموش بخوابید
پروفسور «آنتونی سوردلو» از موسسه تحقیقات سرطان لندن گفت: متابولیسم تحت تاثیر ریتم چرخه ای بدن است که این چرخه نیز به نوبه خود با خوابیدن، بیدار شدن و مدت زما

ادامه مطلب  

كاش يكنفر باشد  

همه لحظه هاهمه ی خاطراتهمه چیز یكطرف...تمام من در لحظه ای كه برایم آرزوی خوشبختی كردی جا مانده...پس از توخوشبختی كجاست؟؟اصلا این واژه مبهم بدون حضور تو در لحظه چه معني دارد؟كاش یكی پیدا شود و خوشبختی را معنا كند...كاش یكی پیدا شود و دستهایش معني خوشبختی باشدو چشمهایش قهوه ای باشد با همان برق همیشگیارام راه برود ، دقیقا مثل...كاش یكی پیدا شود وتو باشی...
@كاش

ادامه مطلب  

مسابقه فرهنگی تحت عنوان " چراغ هدایت "  

ضمن عرض تسلیت فرارسیدن ایام سوگواری اربعین حسینی به استحضار همکاران محترم می رساند پایگاه مقاومت در نظر دارد به همین مناسبت مسابقه فرهنگی تحت عنوان " چراغ هدایت " ( فایل کتاب به پیوست می باشد .) را برگزار نماید . لذا همکاران علاقه مند می توانند جهت شرکت در مسابقه پاسخنامه پیوست را تکمیل و از طریق سیستم دبیرخانه بدون کاغذ P.L تا مورخ 95/9/13 بنام کاربری پایگاه مقاومت ارسال نمایند . 
در ضمن به نفرات برتر این مسابقه هدایایی اهدا خواهد شد . 
دانلود رای

ادامه مطلب  

دانستنی های ADSL  

چراغهای موجود بر روی مودم ADSL 
USB : مودم با USB  وصل میباشد.
LAN : مودم با LAN  وصل میباشد.
ADSL  -   الف - اگر این چراغ به طور ثابت روشن باشد نشان دهنده وصل شدن به مخابرات میباشد.
               ب -اگر این چراغ چشمك  بزند مشكل احتمالآ ازرانژه خط  و یا  در مسیر تلفن بیسیم و یا دو شاخه محافظ برق مشكل دارد.
ALARM  : چنانچه این چراغ چشمك بزند مشكل یا از دوشاخه برق میباشد یا اینكه برق زیادی وارد دستگاه میشود.(شاید usb port برق زیادی وارد سیستم كرده و alarm  بزند)

ادامه مطلب  

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی  

 هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانیکه هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانیگشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند استخدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانیچراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان استمباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانیملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیستبکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

ادامه مطلب  

بهاری که ...  

وقتی صدای همهمهء چراغ های روشن شب های امتحان همه جا را فرابگیرد
وقتی برگه های امتحانی را منتظر نمره های سرد و گرم، روی میز وسط اتاق تلنبار کنم،
وقتی سرفهء سرما گوشهء پنجره ها جا خوش کند
و دلم چشمانش را به روی دیدن بهار برای همیشه ببندد
آن وقت
گوشهء کتابم می نویسم:   نود روز به نوروز!

ادامه مطلب  

حق متقلب  

عصری، اومدم یک آش بار گذاشتم، جاتون تهی
بعدش رفتم یکم به امورات ساختمان رسیدم 
بعد هم رفتم میوه فروشی
پرتقال، عین شب چراغ، قششششششنگ، 
کیلویی دو هزار و پونصد تومن!
پنج شش تا خریدم .
با یک عالمه هویج واسه آبگیری.
الانه پرتقاله رو باز می کنم، عین پنبه است! از بس آب نخورده نامرد!
ای الهی خشک بشه درختت متقلّب! که دیگه این محصول رو ندی بازار !
ایشالله!
 

ادامه مطلب  

383 وقتی یک مربع پارچه ای معنی ت رو عوض می کنه  

بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی مهمه بدونیم
که اگر همه ی دنیا هم بگن ما خوب یم
بازم نظر خدا مهمه و نظر بقیه پشم ...
و این يعني اگر هرروز همه چپ بهت نگاه کردن
تو سرتو بالا بگیر و به مولات نظاره کن (منت هم نزار اینقدددددددد)
یه موقعی نمی فهمی
ولی اعتماد کن به باورت خلاصه تا وقتی خدشه برنداشته و هنوز نشکسته
شاید ندونی اون اعتماد چه خطر هایی رو از جلوی پات برداشته و چه شانی برات آورده
برای من بین
توجه دنیا و توجه خدا
یک مربع پارچه بود که
که فقط چند تا تار م

ادامه مطلب  

شب یلدا  

صبح صادق ندمد/ تا شب یلدا نرود
یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی است.
صبح صادق ندمد/ تا شب یلدا نرود (سعدی)
 
دی ماه ، در ایران کهن ، چهار جشن را در بر داشت : نخستین روز ماه دی و روزهای هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم ، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود. امروز، از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا ، را جشن می گیرند. يعني آخرین شب پائیز ، نخستین شب زمستان ، پایان قوس ، آغاز جدی و درازترین شب سال

ادامه مطلب  

معرفی کتابهای موجود در کتابخانه  

 
 
 
 
این کتاب حاصل بازخوانی زندگی رسول مکرم اسلام  صلوات‌الله‌علیه و آله از سه کتاب کهن،
 به نام‌های تفسیر سورآبادی حدود 470 هجری قمری، سیرت رسول‌الله به سال 612 هجری
 قمری و شرف النبی حدود سال‌های 577 و 585 هجری قمری است.یاسین حجازی برای 
تدوین این کتاب 3 سال زمان گذاشته تا تصویری رواییو مبتنی بر مستندات تاریخی را برای 
خواننده به‌صورت خطی روایت کند.«آه» اثر پیشین یاسین حجازی است که بسیاری از کتاب‌-
نخوان‌ها و مقتل نخوان‌ها را کتاب‌خ

ادامه مطلب  

تاریخچه تبلیغات در جهان و ایران  

در جهان کنونی و در عصر صنعتی و حتی فراصنعتی، تبلیغات یک نیاز است و می‌توان از آن، به عنوان آمیخته‌ای از علم، هنر و صنعتی معجزه‌گر یاد کرد. معجزه‌ای که می‌تواند شعله‌ی کوره صنعتی را برافروزد یا چراغ آن را خاموش و سرد سازد. در کشور ما ایران، تبلیغات در حوزه‌های اصلی «تبلیغات صوتی و تصویری»، «تبلیغات اینترنتی»، «تبلیغات مطبوعاتی» و «تبلیغات محیطی» در جریان است؛

ادامه مطلب  

جاده موفقیت  

جاده موفقیت همیشه مستقیم نیست،
بلکه یک پیچی به نام شکست دارد.دوربرگردانی به نام سردرگمی دارد.
سرعت گیرهایی  به نام افکار منفی دارد.چراغ قرمز هایی به نام دشمنان دارد.ویک یدکی به نام اراده وموتوری به نام استقامت و راننده ای به نام امید که تو را به جایی می رساند که نامش موفقیت است.زندگیتان سرشار از موفقیت باشد.
 

ادامه مطلب  

رباعیات بروزن (لاحول ولا قوه الا باالله )  

 
                                                                    
(  از دور صدای تو شنیدن تا کی
شب رفت و سپیده را ندیدن تا کی
شوریده سرم چو عاشقت میدانی
چون مار به دور خود خزیدن تا کی
 
  *******
ما را به خزان عشق بیمار مکن
در بند غمت دلم گرفتار مکن
خاموش نکن چراغ عشقت هرگز
بی عشق سپیده راچو شب تار مکن
 
*******
هرگز نشود مرا فراموش کنی
یکباره چراغ عشق خاموش کنی
بر طبل رحیل عشق آواز دهی
در باغ خیال ترک آغوش کنی
 
*******
 
بازی به شکار عشق پ

ادامه مطلب  

راه دهید یار را ............  

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد                           
                               مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد


راه دهید یار را آن مه ده چهار را

                               کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد


چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان

                                       عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار می‌رسد


رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد

                                    غم به کناره می‌رود مه ب

ادامه مطلب  

واريز  

پولو ریختم به حسابش. احساس خوبی نداشتم. دفعه ی پیشی كه قرارم همین بود خیلی مسمم تر بودم. مشكل اینجاس كه با گذشت زمان یادم میره چه بلاهایی سرم اومده. راحتی و اعتماد میاد سراغم. اما این بار دیگه نه. البته تقصیر من نیست. این یه جور coping mechanism هست واسه مغزت. مثل زخمی كه خودش رو ترمیم میكنه، ذهن هم خاطرات بد رو پاك میكنه. اما جای زخمای عمیق هیچ وقت پاك نمیشن. خنده دار اینه كه من زخمامو دوست دارم. این زخما يعني من زندگی كردم. يعني با قاشق طلایی به من غذا ند

ادامه مطلب  

 

يعني كجا هست خدایا میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه کــــــــــــــــــــــــــــــــــمکـــــــــــــــــــــم  کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

ادامه مطلب  

مشاوره و مهارت زندگی : داستان زیبای پند کشیش  

داستان زیبای پند کشیش
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.
خوک روزی به گاو گفت:
مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن
می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی.
زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟…
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته
تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و
ماهوت پاک کن درست می کن

ادامه مطلب  

 

عشق چیزی جز ظهور مهر نیست .....                     عشق يعني مهر بی چون و چرا ؛                    عشق يعني کوشش بی ادعا .....                              عشق يعني مهر بی اما اگر ؛                                      عشق يعني رفتن با پای سر .....                                          عشق يعني دل تپیدن بهر دوست ؛                                              عشق يعني جان من قربان اوست .....                                                     عشق يعني خواندن از چشمان او ؛                       

ادامه مطلب  

سرما  

منفیِ سیزده درجه ، یا سیزده درجه زیر صفراین دمای هوای امشب و دیشبِ شهر منه ، خواستم از عشق بگم و احساس ، دلم کشید از حرفای عزیزائی بگم که سردتر از منفی پنجاه درجه ان ، از پیامائی بگم که لحنشون سرب رو هم یخ میزنه چه برسه به دل ، از عشقی که انقدر داغت میکنه که آتیش کنارت هیچیه و یهو میزاره و میره و بعدش ، سرما بی معني اما...اما ، اما ، اما...منِ لعنتیهِ سرما نکشیده ، کنار بخاری گرم خونه ، دراز کشیدم زیر پتو و تو جای "گرم و نرمم" از سرما مینویسم ، وقتی ی

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

گفتاری از شیخ ابوالحسن خرقانی  

ابوالحسن خرقانی می گوید؛
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد !
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من 
گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت؛ ای شیخ !
خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد شد !
 
*مستی دیدم که افتان و خیزان 
در جاده های گل آلود می رفت،
به او گفتم؛ قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت؛ من بلغزم باکی نیست،
به هوش باش تو نلغزی ای شیخ !
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...!
 
*کودکی دیدم که چراغی در دست داشت
گفتم؛ این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را

ادامه مطلب  

تو کیستی ؟!  

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی برد خوابمتو چیستی که من از موج هر تبسم توبسان قایق سرگشته روی گردابم؟!
تو در کدام سحر بر کدام اسب سپید؟تورا کدام خدا؟تو را کدام جهان؟تو از کدام ترانه تو از کدام صدف؟تو در کدام چمن همره کدام نسیم؟تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه؟!چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه!!!مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه!
کدام نشاه دمیده از تو در تن من؟که ذره ها وجود تو را که می بیندبه رقص می آیندسرود م

ادامه مطلب  

این بهار - بابک سعیدی  

F       C       F      C-------------------------------------------------------------------C       Fm            Em                   C            Fm                  Cمی خوامم امسال یه جسارت بکنم      حرفامو با شما قسمت بکنمC        F            C                                           G              Cاول سال و من بی اختیار               دوست دارم کمی نصیحت بکنمC                        F             C         G                   Cاین بهار مال من و مال توه              سال نو سال من و سال توهC                       F              

ادامه مطلب  

در تکاپوی معنا  

از پنجره بالاخانه ، نگاه کردم . آنقدر شب بود که جرات به کوچه زدن ، نداشتم . نور چراغ های کوچه در هاله ای از غبار گم می شد و به زمین نمی رسید . بعد از آن که صدای اذان پیچید و تردد فاصله دار نمازگزاران به سمت مسجد ، خلوت کوچه را شکست ، از خانه بیرون زدم . سرمای خشکی فضا را انباشته بود . چند قدم بعد از مسجد مینی بوسی ، تقاطع را برید و وقتی رو به رو شدیم ، در زاویه نگاه من ، برای لحظه ای همه جا نورانی شد . از من که گذشت جلوی مستراح عمومی جنب مسجد توقف کرد و ر

ادامه مطلب  

 

روستای ییلاقی هونیش از توابع بخش کرگانرود شهرستان تالش واقع در استان گیلان یکی از زیباترین و بکر ترین روستاهای ییلاقی شهرستان تالش می باشد .
معني لغوی هونیش از کلمه هونی به معني چشمه گرفته شده و به معني چشمه سار می باشد . این روستای ییلاقی دارای چراگاه های وسیع و چشمه های جاری فراوانی می باشد ، قرار گرفتن در مجاورت روستای توریستی سوباتان و آبشار زیبای ورازان و طبیعت بکر و دست نخورده این روستای زیبا هر گردشگری را ترغیب می کند برای دیدن جاذبه

ادامه مطلب  

فلسفه نماز و راز و رمز نهفته در آن  

فلسفه نماز و راز و رمز نهفته در آن را بیان کنید.
پس از پذیرش اسلام و قرآن به عنوان دین و کتاب الهى، درمى‏یابیم که در قرآن و نیز کلمات انبیاى الهى و پیشوایان، تأکید وافرى بر اقامه نماز شده است. همچنین نماز داراى جایگاه ویژه ‏اى در ادیان الهى است و در طول تاریخ تمامى پیامبران و پیروان آنها سفارش به نماز شده ‏اند. اما چرا نماز؟ اسلام و قرآن داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى‏ باشد. محور تربیت و تعالى

ادامه مطلب  

 

 
بعد از شام باز گشنه م شده میبینم چراغ اتاق خواهرم روشنه ، میتونم تصور كنم الان دارن تو خونه چكار میكنن بابا تو فارس نیوز و تسنیم و مشرق و مامان داره سرمه میدوزه و چاى میخوره و با بابا سر روزنامه هایى كه بابا خریده و نخونده و مامان انداخته دور بحث میكنه و خواهرم یا تلویزیون میبینه یا تو اتاقش تو تلگرام با لیلا سر قیمت دستبندا چونه میزنه ، بابا هر از گاهى ى خبر میخونه از نادر طالبزاده و یا یهو یادش میفته كه الان عصر رو میده بزنین ضبط شه بعدا ببی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1