زندگی بارانی
من نمی دانم
 
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران

ادامه مطلب  

دوستت دارم...  

به اندازه تمام غنچه هاي سبز نوروزی
به اندازه گرمی لاله هاي سرخ تابستونی
به اندازه تمام برگهاي زرد درختان پائیزی
به اندازه سفیدی برفهاي سرد زمستونی
سبز و سرخ ، زرد و سفید
به اندازه چهار فصل وجود زندگی
بی نهايت ، جاودانه ، همیشگی
دوستت دارم . . .
 

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی هاي سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

وصیت نامه شهید مهندس مهدی باکری  

 
یا الله،‌یا محمد،یا علی،‌یا فاطمة زهرا،‌یا حسن،یا حسین،‌یا مهدی (عج) و تو ای روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1