:)  

ق ۱: تو قطار نشسته بودم و داشتم خاطرات ویلیام استایرن و میخوندم یه دختری ک تو طول مسیر خیلیم وول میخورد و نگا نگا میکرد زد به شونم و دندوناشو ریخت بیرون و گفت ببخشبد شما متنی راجب خیانت دارید؟چند لحظه نگاش کردم و گفتم نهگف کلا راجب جدایی چیزی دارید؟ایندفعه ک دوزاریم افتاد منم دندونامو ریختم بیرون و گفتم نه
ق ۲ : جمعس ساعت دقیقا چهار بعد از ظهرهتو محوطه تاتر شهر نشستم منتظر ویدا مگسای سفید دورم میچرخن و پشت سرم و تازه کود ریختناضطراب شدیدی دار

ادامه مطلب  

گریه های من  

نمیدونم بهش میرسم یا نه اصلا نمیدونممنو هنوز دوس داره یانه ولی اینو میدونم اگه نباشه میمیرم ای خدا هیچ کسی رو اینجوری عاشق نکن اون باورم نداره واین داره منو عذاب میده ببینید دارم میگم وقتی به حرفاش فک میکنم فکرخودکشی میزنه به سرم یه بار قرص خوردم ولی خانوادم فهمیدن و معدمو بردن شستشو دادن ولی جواد کجا از اینا خبرداره اره خبرنداره درکمم نمیکنه دارم براش مینویسم که اگه روزی براش خبر رسید فاطمت مرده بدونه دیگه نتونستم حرفای سنگینشو باخودم به

ادامه مطلب  

 

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بریش
خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم
گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم
قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش
هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم
طوری از

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1